خانه » گوناگون » قصه از اینجا شروع شد که من عاشق شدم!

قصه از اینجا شروع شد که من عاشق شدم!

ما ناچاریم تصمیم های زیادی در طول عمرمون بگیریم، برخی درست و برخی غلط، ولی باید تصمیم بگیریم. امروز یکی از اون روزهاست من تصمیم گرفتم ازدواج کنم. تا دیروز دلیلی برای ازدواج نداشتم ولی از امروز دارم. تا دیروز با خودم فکر میکردم که هرگز حتی فکر ازدواج کردن …

ما ناچاریم تصمیم های زیادی در طول عمرمون بگیریم، برخی درست و برخی غلط، ولی باید تصمیم بگیریم.

امروز یکی از اون روزهاست من تصمیم گرفتم ازدواج کنم.

تا دیروز دلیلی برای ازدواج نداشتم ولی از امروز دارم.

تا دیروز با خودم فکر میکردم که هرگز حتی فکر ازدواج کردن هم به ذهنم خطور نمیکنه، هر چیزی که میخواستم رو داشتم و با داشته هام خوشحال بودم.

زندگی به کامم بود و دنیا بر وفق مرادم.

سال‌ها از “یکی” خوشم میومد، ولی فقط دورادور؛ نمیدونم این چه کار بی معناییه که همه مون عادت داریم انجامش بدیم.

اگه بگم با صدتا دختر رنگ و وارنگ چم و خم رابطه رو تمرین کرده بودم، اغراق نکردم.

با هر کدومشون هم در زمان خودش انصافا خوش گذشته بود ولی اون دقایق هر چند کوتاهی که با “یکی” می گذروندم یه چیز دیگه بود.

این “یکی” با بقیه برام فرق داشت، خیلی صمیمی بودیم ولی مرزهای پررنگی هم بینمون بود.

خودمون می خواستیم که این مرزها باشن، فاصله مون رو در عین صمیمیت با جدیت رعایت می کردیم.

همه چی عالی بود، تا اینکه دیشب نشستم و جدی به “یکی” فکر کردم.

دیدم آرامشی که حضورش بهم میده تمام اون صد نفر با هم بهم نمیدن.

دیدم که اگه یه روزی نتونم “یکی” رو ببینم دلم خیلی میگیره.

این احساس جدیدی بود که تا حالا به هیچ احدی نداشتم.

در همین فکر ها بودم که فهمیدم… عاشق شدم.

بهش گفتم.

دیدم اونم مدتهاست که عاشق شده.

عاشق من!

تازه تو اون لحظه فهمیدم این زندگی که تا حالا داشتم یه چیزیش کم بوده و من بی خبر!

تازه فهمیدم که زندگی میتونه بیشتر از این هم به کام باشه و دنیا هم بیشتر از این بر وفق مراد.

یک سال بعد ازدواج کردیم.

امروز بعد از سال‌ها زندگی مشترک با “یکی”، میتونم با اطمینان بگم که اگه زمان به عقب برگرده من دوباره همون تصمیمی رو میگیرم که اون روز گرفتم.

درس هایی که گرفتم

اگه کسی واقعا دوستت داشت و تو هم واقعا دوستش داشتی، به زندگی باهاش فکر کن.

اما اگه عاشق کسی شدی که اون از ته دل دوستت نداره حتی به دوستی باهاش هم فکر نکن!

این که میگن اگه دو نفر با هم زیر یک سقف زندگی کنن کم کم به هم علاقه مند میشن یه دروغ بزرگه.

قبل از اینکه هر گونه تصمیمی بگیرین با همدیگه سفر برین. سفرهای دونفره و چندنفره و اگه تونستین چندروزه. (بعدا بابت این پیشنهاد ازم تشکر می‌کنید).

عمیق بلاگ

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *